|
|
- عنوان:
نون والقم
- نویسنده: جلال آل احمد
- فرمت: PDF
- زبان: فارسی
- تعداد صفحات: 133
- تاریخ درج: 1391/2/21
- بازدیدها: 850
- توضیحات:
این کتاب زیبا توسط جلال آل احمد نوشته شده است.نون والقلم رمان بسیار زیبا و خواندنی از آل احمد می باشد.
یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچکس نبود. یک چوپان بود که یک گله بزغاله داشت و یک کلهی کچل، و همیشه هم یک پوست خیک می کشید به کله اش تا مگس ها اذیتش نکنند. از قضای کردگار یک روز آقا چوپان ما داشت گله اش را از دور و بر شهر گل گشادی می گذراند که دید جنجالی است که نگو. مردم همه از شهر ریخته بودند بیرون و این طرف خندق علم و کتل هوا کرده بودند و هردسته یک جور هوار می کردند و یا قدوس می کشیدند. همه شان سرشان به هوا بود و چشم هاشان رو به آسمان.
آقا چوپان ما گله اش را همان پس و پناها، یک جایی لب جوی آب، زیر سایه درخت توت، خواباند و سگش سفارش کرد مواظب شان باشد و خودش رفت تا سروگوشی آب بدهد. اما هرچه رو به آسمان کرد، چیزی ندید. جز این که سر برج و باروی شهر و بالا سر دروازه هاشان را آینه بندان کرده بودند و قالی آویخته بودند و نقاره خانه ی شاهی، تو بالاخانه ی سر دروازه بزرگ، همچه می کوبید و می دمید که گوش فلک را داشت کر می کرد. آقا چوپان ما همین جور یواش یواش وسط جمعیت می پلکید و هنوز فرصت نکرده بود از کسی پرس و جویی بکند که یک دفعه یکی از آن قوش های شکاری دست آموز مثل تیر شهاب آمد و نشست روی سرش. از آن قوش هایی که یک بزغاله را درسته می برد هوا. و آقا چوپان ما تا آمد بفهمد کجا به کجاست، که مردم ریختند دورش و سردست بلندش کردند و با سلام و صلوات بردندش. کجا ؟ خدا عالم است. هرچه تقلا کرد و هرچه داد زد، مگر به خرج مردم رفت ؟ اصلا انگار نه انگار! به خودش گفت : …..






